الدكتور فتح الله المحمدي (نجارزادگان)

114

تفسير تطبيقى (فارسى)

براى گمراه نشدن با تمسك به آنان وجود نخواهد داشت ، و باز تنها آنان به همه معارف و معانى قرآن با تمام مراتبش آگاهند چون اگر بخشى از معارف آن را ندانند ، در آن بخش از قرآن جدا مىشوند ، حال آنكه پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم اين جدايى را نفى كرده‌اند . « 1 » عبد الكريم شهرستانى ( م / 548 ق ) از دانشمندان نامور اهل سنت ( مؤلف كتاب معروف الملل و النحل ) در اين زمينه سخنى مغزدار مىنويسد : چگونه است آنان كه [ پس از رحلت پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ] دست‌اندركار جمع قرآن شده ، به اين كار پرداختند ، هرگز به اهل بيت رجوع نكردند با آنكه آنان جملگى در اين قول متفق بودند كه قرآن مخصوص اهل بيت است و آنان يكى از دو ثقل در كلام پيامبر خدايند كه فرمود : « إنّي تارك فيكم الثقلين : كتاب اللّه و عترتي - و في رواية - أهل بيتي ما إن تمسكتم بهما لن تضلّوا و إنّهما لم يفترقا حتى يردا عليّ الحوض » . « 2 » شناخت اهل بيت در حديث ثقلين مراد از « اهل بيت » در حديث ثقلين كه گاهى نيز كلمه « عترت » به آن افزوده شده منحصر در افرادى معين است و شامل زنان پيامبر يا آل عقيل ، آل عباس ، آل جعفر ، و حتى همه آل على نمىشود چون : أولا : آل عقيل ، آل عباس ، آل جعفر و زنان « 3 » پيامبر چنين ادعايى نداشته‌اند ، در هيچ روايتى از اينان - غير از يازده معصوم از فرزندان امام على عليه السّلام - چنين ادعايى به چشم نمىخورد كه خود را يكى از دو ثقل در حديث ثقلين معرفى كرده باشند ممكن است آنان ادعا كرده باشند از اهل بيت پيامبرند ، يعنى منسوب به بيت رسالتند ؛ لكن ادعاى همسنگ بودن با قرآن را نداشته‌اند ، شاهد آن هم عدم آگاهى آنان از تمام معارف قرآن است آنان در حد خود تنها با تعلّم نزد ديگران چيزهايى در اين زمينه آموخته‌اند .

--> ( 1 ) . درباره معانى عدم افتراق قرآن از عترت و لوازم پيوند ثمرت عترت با قرآن ، ر . ك : محمد باقر مجلسى ، مرآة العقول ، ج 3 ، ص 235 ، 236 . ( 2 ) . مفاتيح الاسرار ، ص 121 ( 3 ) . در متن برخى از روايات حديث ثقلين تصريح به خروج زنان پيامبر از اهل بيت در اين حديث شده است ، ر . ك : مسلم ، صحيح ، ج 4 ، ص 1873 ، ح 2408 .